سيد جعفر سجادى
1305
فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى )
عَلَّ - ( اصطلاح ادبى ) بلام مشدده و مفتوحه يا مكسوره لغتى است در لعل مانند « لا تهين الفقير علك ان تركع يوما و الدهر قد رفعه » و با لام مخففه به معنى فوق است و مجرور به من شود و مضاف هم نشود مانند « ركبت من عل » ( از مغنى ص 80 ) . عَلَف - ( اصطلاح عرفانى ) علف در اصطلاح صوفيه عبارت از شهود و آرزوهاى نفس است و آنچه كه نفس را در آن حظى باشد . ( از كشاف ص 1511 ) عِلَّت - ( اصطلاح فلسفى ) علت بكسر عين در لغت به معناى مرض است كه حلول آن در بدن موجب تغيير و برهم خوردن مزاج معتدل بدن ميگردد و از قوت به طرف ضعف و از حيات به طرف مرگ گرايد و نزد حكما او را دو معنى است يكى آنكه از وجودش وجود شىء ديگر لازم آيد و از عدمش عدم شىء ديگر و ديگر آنچه وجود شىء بر آن متوقف است و بعدم آن ممتنع مىشود و لكن بوجودش معلول واجب نمىشود . اخوان الصفا در تعريف ان آرند « هى السبب الموجب لكون شىء آخر » . ( از اخوان ج 3 ص 336 ) ابن رشد گويد : علت در اكثر اوقات اطلاق بر علل اربعه ( مادى ، صورى ، فاعلى و غائى ) شود ( تفسير ص 485 ، 266 و رجوع شود به 1649 و 1486 ) . علت بمعنى دوم منقسم به دو قسم ميگردد يكى علت تامه و آن علتى است كه غير از آن براى معلول علتى نباشد و ديگرى علت ناقصه كه خود منقسم مىشود به صورت ، ماده ، غايت ، و فاعل كه علل اربعه ميباشند و به تقسيم ديگر علت يا معده است و يا مؤثره علت معده ممكن است مقدم بر معلول باشد زيرا علت غيره مؤثره است و لكن علت مؤثره واجب است كه مقارن با معلول باشد . علت معده عبارت از امرى است كه موجب تأثير علت تامه است و بعبارت ديگر علل معده فاعل را بسرحد عليت ميرسانند و امورى ميباشند كه در تأثير علت مؤثرند و بالجمله مؤثر در عليت علتاند . مرجع علت معده بامر متجدد الوجود است به نحوى كه حصول هر مرتبتى ديگر سابق بر آنست . علت مؤثره ذاتا اقوى از معلول است و خود مؤثر در معلول است بر خلاف علل معده كه موجب تقرب و نزديك كردن علت بعليتاند . صدر الدين شيرازى در مقام بيان و تعريف علت گويد : « العلة لها مفهومات احدها هو الشيء الذى يحصل من وجوده وجود الشيء و من عدمه عدم شىء آخر و ثانيهما هو ما يتوقف عليه وجود الشيء فيمتنع بعدمه و قد لا يحب بوجوده و العلة بالمعنى الثانى ينقسم الى علة تامة و هى التى لا علة غيرها على الاصطلاح الاول و الى غير تامة تنقسم الى صورة و مادة و قابل و غاية » . ( اسفار ج 1 ص 168 ) . تركيبات : عِلَّتِ اولى - ( اصطلاح فلسفى ) مراد از علت اولى بطور مطلق ذات حق تعالى است كه علت العلل هم نامند . ناصر خسرو گويد : متألهان فلاسفه از سقراط و انباذقلس تا بافلاطون و ارسطو چنين گفتند كه علتها را يكى علت است و علت عالم او است علت اولى گفتند